خرید بک لینک
ایمان نه به زبان که به حرکت میان بیم و امید سنجیده می شود.

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:19

گاهی حرفها گفتنشان ظلم است و گاهی درست همان حرف ها ... نگفتنشان. تشخیص با توست، فقط ظالم نباش.

+ یادم آمد ... حس بعضی پررنگ بودن ها و هستن ها را.

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:57 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:19

دست بکار شوی و خودت هم تعجب کنی.لذت ببری...برای بار نخست.

+ من که پرتوقع نیستم...نگاه.

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:34&nbsp توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:19

شبیه سرفه های خشک پیرمرد بی دندان شده! که هیچ حرفی برای گفتن ندارد...که بچسبد... که خوش بیاید و خوش بنشیند. لابلای گوشت های گود افتاده اطراف دهانش، صدایش هم گم می شود. فقط انگشتان خشکش هر روز محکم تر گره می شوند. هیچ نمی داند. این را پسر ارشد بارها گوشزد کرده و پسر کوچک هنوز بلند بلند می خندد... وقتی پیرمرد از میان جیب هایش پنجاه تومنی را کنار گذاشته، که فردا به خانه برود.

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:53 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:19

هیچ وقت نمیتوانم با قطعیت حرف بزنم یا قول بدهم.هربار با شکست همراه بوده است. پس هنوز با قطعیت نمی توانم بگویم که رسیده ام به آنجا که هیچ چیز برایم مهم نیست.خصوصا آنچه دیگران از من در ذهنشان و سر زبانشان دارند. دیگر مهم نیست که زمان بگذارم و مجابشان کنم که منظورم چه بوده یا ...

+ .. تو روح ذهنت !

++ من اختلاس کرده ام .

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:12 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

باید حرفی را زد که ارزشش را داشته باشد.برای گفتن و برای شنیده شدن.باید رفتار کرد به گونه ای که ارزشش را داشته باشد. باید جوری زندگی کرد که این دنیا ارزشش را داشته باشد. و جوری مرد...که ارزشش را داشته باشد.

+ ارزش ...

++ دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:10 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

فَاِن عَفَوت , فَخَیرُ راحِم ...

وَ اِن عذَّبتَ فَغَیرُ ظالِم ...

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

امروز مطمئن ترم که اثرهای مخرب باورهای مردم مثل قبل ترها، کمتر شده است. امروز خودم هم بهتر می دانم که خودم را دوست دارم. و اصلا جای تعجب ندارد وقتی زنی را می بینی که با همه آدم ها و همه موجودات و همه اشیا ... یک اساسنامه صلح مادرزاد امضا کرده است. می خندد ... می خنداند، اما شیرین عقل نیست. قبول که

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

شاید واژه ترس بهترین جایگزین باشد برای لحظاتی که هنوز مرددی.که هنوز با خودت درگیری. آنجا که نه به خودت و هیچ کس دیگر اعتماد نکرده ای ... اعتماد بنده به خدا ... هیچ. با پای و دست بسته، کجا می روی؟

+ ما سزاواریم به آنچه که خودمان برای خودمان رقم میزنیم.

++ شاید کافیست ... یک بار دل به دریا زدن. پشت سرت را نگاه نکن.

+++ لذت مسیر منتهی به فهم و شعور ...

+ نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 4:37 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

می شنوی؟ پس بیا دوباره بشماریم. اینبار با چشمان باز. اصلا تا آخر دنیا... بشماریم. جای یکدیگر را حدس هم نزنیم. خوب ببینیم. اشاره کوچکی هم بدهیم... که... من اینجا هستم. جایمان را فراموش نکنیم. همدیگر را گم هم نکنیم.بعد به سراغ هم برویم... صدا کنیم... به اسم کوچک... باشد. قبول. یکدیگر را پیدا نکردیم.تو بودی. من بودم. از اول ... از همیشه ... تا آخر ... تا همیشه.

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 3:19 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

هیچ تفاوتی نکرده است. همه چیز مثل آن روزهاست. یک عده بی توجه و یک عده درگیر.ظاهرا همه چیز خوب است. آرامش و صلح. در کنارش دردهایی که درمانی ندارد. که بعدها کل وجودت...نقطه به نقطه را فرا می گیرد. کافیست کمی هم معتقد باشی. حتی اعتقادی که فقط به زبان می آید. دردش بیشتر هم می شود. آینه گفت صبور باش...ا

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

از جایی غیر از اینجا...غیر از دنیا...پس اینجایی نباش. پس دنیایی نمان.

+ بچرخی و خیلی اتفاقی...ببینی.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:10 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

بزرگی گفت کلا آدم ها دو دسته اند, یا موفق یا ناموفق!

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

تو که به این خوبی و با این وضوح, صدای من رو می شنوی, پس چرا گلچین می کنی آخه؟ واسه مردن آمادگی ندارم عزیزم. کار ناتموم زیاد دارم. مهم ترینش همین زندگی...

+ لطف عالی مستدام, در جریان زندگی.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:47 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:30

صفحه بندی